صبح یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴، خبری منتشر شد که به سرعت به یکی از بزرگترین لحظات سیاسی تاریخ معاصر ایران تبدیل شد. رسانههای دولتی ایران اعلام کردند که سید علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در پی حمله هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل کشته شده است. طبق گزارشها، او یک روز پیش از آن، در ۹ اسفند، در مجموعه «بیت رهبری» در تهران هدف حمله قرار گرفته بود. تلویزیون دولتی ایران حدود ساعت پنج صبح این خبر را به صورت رسمی اعلام کرد. پخش برنامههای عادی قطع شد، قرآن و نوحه پخش شد و مجریان خبر با چهرهای متاثر خبر را خواندند. دولت نیز بلافاصله چهل روز عزای عمومی اعلام کرد و یک هفته تعطیلی سراسری در کشور در نظر گرفت. انتشار این خبر در داخل ایران واکنشهایی بسیار متفاوت و حتی متضاد به دنبال داشت. از یک سو، مقامات حکومتی و نهادهای رسمی کشور این حادثه را به شدت محکوم کردند و آن را یک حمله مستقیم به حاکمیت ایران دانستند. رئیسجمهور مسعود پزشکیان در نخستین واکنش خود این رویداد را «جنایتی بزرگ» توصیف کرد و تأکید کرد که چنین اقدامی بدون پاسخ نخواهد ماند. برخی چهرههای سیاسی سابق از جمله محمد خاتمی و حسن روحانی نیز پیامهای تسلیت منتشر کردند و از نقش و جایگاه خامنهای در ساختار جمهوری اسلامی یاد کردند. شورای عالی امنیت ملی در بیانیهای اعلام کرد که این اتفاق «حادثهای تلخ برای نظام» بوده و از نیروهای سیاسی و اجتماعی خواست در برابر شرایط جنگی وحدت خود را حفظ کنند. در روزهای نخست پس از اعلام خبر، ساختار موقتی برای اداره رهبری کشور شکل گرفت. در نهایت، مجتبی خامنهای به عنوان رهبر جدید معرفی شد. نخستین پیام او به صورت بیانیه مکتوب منتشر شد و در آن بر ادامه مقاومت در برابر دشمنان و پاسخ به حملات نظامی تأکید شد. در سطح جامعه اما واکنشها یکدست نبود. در بسیاری از شهرها، به ویژه در مناطقی که در سالهای اخیر اعتراضات گستردهتری رخ داده بود، گروهی از مردم به خیابانها آمدند و خبر مرگ رهبر جمهوری اسلامی را با شادی و جشن واکنش نشان دادند. در شهرهایی مانند اصفهان، کرج، کرمانشاه، سنندج، شیراز و برخی شهرهای غرب و جنوب کشور گزارشهایی از بوق زدن خودروها، آتشبازی، رقص در خیابانها و پایین کشیدن بنرها و تصاویر خامنهای منتشر شد. ویدیوهایی از این صحنهها در شبکههای اجتماعی دست به دست میشد، هرچند به دلیل محدودیتهای اینترنتی انتشار آنها محدود بود. در برخی مناطق نیز گزارشهایی از تیراندازی نیروهای امنیتی برای پراکنده کردن جمعیت منتشر شد. در مقابل، گروهی از هواداران حکومت در شهرهایی مانند مشهد، تهران، یاسوج و برخی نقاط دیگر تجمعهایی برای سوگواری برگزار کردند. در این تجمعها مردم با در دست داشتن تصاویر بزرگ خامنهای، گریه و شعارهای انتقام سر میدادند و در برخی مکانها پرچمهای قرمز به نشانه خونخواهی برافراشته شد. هزاران نفر در این مراسمها شرکت کردند و رسانههای رسمی تلاش کردند این تجمعها را به عنوان واکنش اصلی جامعه نمایش دهند. در مجموع، فضای اجتماعی ایران در آن روزها به شدت دوقطبی بود. بخشی از جامعه که سالها منتقد حکومت بود، این خبر را به عنوان پایان یک دوره سیاسی تلقی میکرد، در حالی که حامیان نظام آن را ضربهای بزرگ و دلیلی برای ادامه تقابل با دشمنان خارجی میدانستند. در خارج از ایران نیز واکنشها بسیار گسترده و متفاوت بود. برخی رهبران غربی این رویداد را نقطه عطفی در تاریخ جمهوری اسلامی دانستند، در حالی که برخی دولتها و متحدان ایران آن را اقدامی غیرقانونی و خطرناک توصیف کردند. دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، از نخستین مقامهایی بود که به این خبر واکنش نشان داد. او خامنهای را یکی از «خطرناکترین چهرههای تاریخ معاصر» خواند و گفت که این اتفاق میتواند راهی برای آیندهای متفاوت برای مردم ایران باز کند. در اسرائیل نیز بنیامین نتانیاهو اعلام کرد که فردی که سالها خواستار نابودی اسرائیل بود، دیگر در قدرت نیست. در اروپا، برخی سیاستمداران از این رویداد به عنوان فرصتی برای تغییر در ایران یاد کردند، در حالی که برخی دیگر نسبت به پیامدهای احتمالی آن هشدار دادند. در مقابل، روسیه و برخی کشورهای همسو با ایران این اقدام را محکوم کردند و آن را نقض قوانین بینالمللی دانستند. در برخی کشورهای منطقه و نیز در میان گروههای شیعه در جنوب آسیا، تجمعهایی در اعتراض به این حمله برگزار شد. در میان ایرانیان خارج از کشور نیز واکنشها قابل توجه بود. در شهرهایی مانند لسآنجلس، لندن و تورنتو گروههایی از ایرانیان با پرچمهای تاریخی ایران تجمع کردند و این خبر را نشانهای از آغاز فصل تازهای در آینده کشور دانستند. برخی چهرههای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی نیز بیانیههایی منتشر کردند و از پایان دوره رهبری خامنهای سخن گفتند. در عین حال، بسیاری از تحلیلگران و دولتها نسبت به پیامدهای بعدی این رویداد ابراز نگرانی کردند. مهمترین نگرانیها درباره احتمال ایجاد خلأ قدرت در ایران، گسترش جنگ در منطقه و نامشخص بودن آینده سیاسی کشور بود. به طور کلی، اعلام خبر کشته شدن علی خامنهای در ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ واکنشی جهانی و بسیار پیچیده ایجاد کرد. در داخل ایران، جامعه میان سوگواری رسمی و شادی بخشهایی از مردم تقسیم شد. در خارج از کشور نیز این رویداد همزمان با استقبال برخی دولتها و محکومیت برخی دیگر همراه بود. این لحظه به سرعت به یکی از مهمترین نقاط عطف در تاریخ معاصر ایران تبدیل شد و بحثهای گستردهای درباره آینده سیاسی کشور و ادامه جنگ در منطقه به دنبال داشت.